السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

544

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

در اين رابطه بايد گفت : به همين سبب كفّار يهود و غير ايشان سحر را به سليمان ( ع ) نسبت مىدهند ، بعضى گفته‌اند سليمان رموز سحر را زير تخت خود دفن كرده بود تا مردم به آن دست نيابند و عمل نكنند . وقتى سليمان وفات يافت ساحران آن كتاب را از زير تخت او خارج كردند و به مردم گفتند : ملك سليمان بواسطهء سحر و جادو بود و سحر را در نظر مردم جلوه دادند و گفتند : اين عمل را سليمان ابداع كرده و آن را در ميان يهود شايع كردند و آنها به جهت عداوتى كه نسبت به سليمان داشتند ، سحر را پذيرفتند و در ميان مردم به آن عمل كردند . ( القصص ) راوندى از امام صادق ( ع ) نقل مىكند ، خداوند تعالى به سليمان ( ع ) وحى نمود ، نشانهء مرگ تو اين است كه درختى به نام ( خرنوبه ) در ميان بيت المقدس مىرويد ، روزى سليمان متوجّه درختى به اين نام گرديد كه در بيت المقدس روييده بود ، پس بسوى محراب خود بازگشت و بر عصاى خود تكيه زد و منتظر فرشتهء مرگ شد . در حديث ديگر آمده است ، سليمان از درخت پرسيد : نام تو چيست ؟ درخت گفت : نامم خرنوبه است ، سليمان گفت : چرا اين نام را بر تو نهاده‌اند ؟ درخت گفت : به جهت ايجاد خرابى ، پس سليمان دانست كه مرگ او نزديك است ، در مقام مناجات گفت : پروردگارا مرگ مرا از جنّيان مخفى كن و مردم هم كه علم غيب ندارند ، هنوز يك سال از بناى بيت المقدس باقى مانده است و بايد اين بنا تمام شود و به خانواده خود گفت : جنّيان را از مرگ من آگاه نكنيد ، تا وقتى كه از ساختن بيت المقدّس فارغ شوند ، آنگاه وارد محراب عبادت خود شد و به عصايش تكيه زد تا مرگ او را فرا گرفت و به اذن خدا مدّت يك سال بر عصا تكيه داشت تا وقتى كه بناى مسجد به اتمام رسيد ، آن وقت خداوند موريانه را فرستاد تا عصا را بجود . در مدّت اين يك سال آصف بن برخيا متصدى تدبير امور مملكت بود ، امام صادق ( ع ) فرمود : بنى اسرائيل به سليمان ( ع ) گفتند : پسر خود را در ميان ما جانشين خود قرار بده ، سليمان فرمود : او صلاحيّت ندارد ، وقتى بنى اسرائيل اصرار كردند ، سليمان گفت : من از او پرسشهايى خواهم پرسيد ، اگر جواب شايسته و صحيح داد او را جانشين خويش مىسازم ، سپس از او پرسيد : پسرم : طعم آب و طعم نان چگونه